حسین هوشمند ،وکیل پایه یک دادگستری،مشاور حقوقی

لطفا جهت مشاوره حقوقی به سایت www.moshavere.net مراجعه نمایید .

فردي كه معتاد به موارد مخدر ميباشد بر اثر تزريق اشتباهي آمپول فوت مي نمايد و در نظريه پزشكي قانوني ميزان تأثير تزريق اشتباه در روند فوت به ميزان 10% گزارش شده است . دادگاه بدوي حكم به پرداخت 10% ديه متوفي صادر نموده است . اين لايحه درمقام اعتراض تجديد نظر به دادنامه بدوي و استدلال بر پرداخت 100% ديه كامل تنظيم گرديده است .

بسمه تعالي

رياست محترم شعبه ........ دادگاه تجديد نظر استان آذربايجانشرقي

با سلام ؛ احتراما در ارتباط با پرونده كلاسه ....... آن شعبه محترم به عنوان اولياي دم مرحوم ....... و در پي اعتراض تقديمي نسبت به رأي شعبه ........ دادگاه عمومي جزائي .......... به استحضار عالي ميرساند ؛

اولا- احراز تقصير خصيصه قضايي دارد و درجه بندي تقصير نيز از همين خصوصيت برخوردار است . و از اين روي تقسيم و تعيين درجه تقصير بر اساس محتويات پرونده و اظهار و ابراز شده از سوي اشخاص فاقد صلاحيت قانونا قابل اعتنا نيست .

ادامه مطلب ...

بسمه تعالي
رياست محترم دادگاههای تجدیدنظر استان ……..
سلامٌ علیکم؛ احتراماً. پيرو وكالتنامه تقديمي به شماره    .........  مراتب اعتراض موکل...........را نسبت به حكم شماره ... شعبه ......... در پرونده كلاسه ........ ، ظرف مهلت مقرر قانونی معروض داشته، در مقام بیان جهات اعتراضیه به استحضار عالی می رساند:
1) بموجب حکم مورد اعتراض، موكل به اتهام «شركت در مجلس مختلط و ارتكاب فعل حرام از اين طريق»! به تحمل «......... » محكوم شده است

ادامه مطلب ...

 

 

بسمه تعالی

 

 رياست واعضاي محترم دادگاه تجديد نظر استان اذربايجانشرقي   

 

با سلام ، احتراماًبه استحضارعالي ميرساند ؛

 

،در خصوص پروندة كلاسة     اينجانب    نسبت به دادنامة شمارة     مبني بر محكوميت موكل    به تحمل 8 سال حبس تعزيري  با توجه به  جهات و دلايل ذيل، مستندا به بندهاي ب و ج  ماده 240 قانون آئين دادرسي كيفري  اعتراض  و تقاضاي صدور حكم برائت نسبت به

ادامه مطلب ...

 

این لایحه صرفا جهت استفاده علمی همکاران وکیل به اشتراک گذاشته شده و انگیزه دیگری وجود ندارد .  استفاده از این لایحه توسط اشخاص عادی توصیه نمیشود . جهت مشاهده نتیجه رسیدگی روی دادنامه کلیک نمایید .  

 دادنامه قاچاق يكصد كيلو گرم مرفين.gif

دفاعیات متهم در پرونده قاچاق مواد مخدر

بسمه تعالی

ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی ....................

احتراما در پرونده .............. ،در خصوص اتهامات موکل ،................ و دائربر شرکت در حمل یکصد کیلوگرم مرفین و کدئین و استعمال مواد مخدر  ،توجه دادگاه محترم را به موارد آتی  جلب و صدور حکم قانونی را تقاضا دارم.

1-با توجه به اینکه جنس حمل شده مرفین و کدئین میباشد و جنس فوق در ایران استعمال نمیگردد و اوضاع و احوال قضیه نیز نشان از این دارد که 

ادامه مطلب ...

 

بسمه تعالی

دادیاری محترم  ........... دادسرای عمومی و انقلاب ............

با سلام  ؛

               احتراماً، اينجانب حسین هوشمند به وکالت از  ...........  عرایض و دفاعیات ذیل را به  استحضار عالی میرساند ؛

حسب اصرار و اظهارات موکل کالاهای متعلق به ایشان کالای قاچاق نمیباشد و ایشان از قاچاق بودن اجناس توقیف شده اظهار بی اطلاعی می نماید .

ادامه مطلب ...

 

بسمه تعالي

رياست محترم دادگاه تجديد نظر استان .........................

با سلام ، احتراما به استحضار ميرساند ؛

اينجانب حسين هوشمند به وكالت از داور ………… نسبت به دادنامه شماره ................ صادره در پرونده كلاسه .............. 

ادامه مطلب ...

 

بسمه تعالي

ریاست محترم ................................

باسلام،

              احتراماً بوکالت ازآقای .... باستحضار عالی میرساند در خصوص پرونده کلاسه .... .................. که منتهی بصدور دادنامه شماره ..... مورخ .......... از آن شعبه محترم كه منجر به محكوميت موكل به تحمل .............. گردیده نظر بدلایل و جهات ذیل الذکر نسبت به دادنامه صادره معترض و تقاضای رسیدگی تجدیدنظر را مي نمايد :

ادامه مطلب ...

 

گردش كار :

ديوار ساختمان همسايه به دلايلي ترك برداشته و خسارت ديده اقدام به طرح دعوي عليه همسايه مجاور جهت رفع مزاحمت و مطالبه خسارت وارده  نموده است .  كارشناس منتخب دادگاه در نظريه اصداري عليه خوانده نظر داده و منجر به صدور كيفر خواست شده است. اين لايحه جهت دفاع از خوانده تنظيم شده و پس از معاينه محل توسط قاضي پرونده منتهي به صدور حكم برائت شده است

ادامه مطلب ...

 بسمه تعالي

رياست محترم شعبه ............دادگاه عمومي جزائي ...........

 احتراما در خصوص پرونده كلاسه ..............  به وكالت از متهم  محسن .......... اينجانب .............. دفاعيات خويش را به استحضار مي رساند ؛

1-  طي دادنامه شماره ............... صادره در پرونده كلاسه ...........  كه ضميمه پرونده ميباشد با اتيان سوگند توسط موكل قرار موقوفي تعقيب صادر گرديده و قضيه اعتبار امر مختومه را پيدا نموده است بنا براين رسيدگي مجدد به اين پرونده وجاهت قانوني ندارد .

ادامه مطلب ...

 بسمه تعاالي

ریاست محترم شعبه .......  

با سلام،احتراما ، عطف به پرونده کلاسه ............ اینجانب   ................ به وکالت از .............. عرایض و دفاعیات خویش را در دفاع از متهم

ادامه مطلب ...

 

به من گناهان زيادي نسبت دادند و من مي دانم يك گناه بيشتر نكرده ام و ان اين است كه تسليم تمايلات خارجيان نشده و دست انان را از منابع ملي كشور كوتاه كردم در تمام مدت زمامداري خود از لحاظ سياست داخلي و خارجي يك هدف داشتم .

ادامه مطلب ...

 

رياست محترم دادگاههاي تجديد نظر استان فارس  

با عرض ادب و احترام؛

اينجانب .............. بوکالت از خانم..........ت.............ضمن ابطال تمبر مرحله تجدبد نظر، مراتب تجديد نظر نظر خواهي خود را در فرجه مقرر قانوني نسبت به دادنامه شماره .................. كه در مورخه 11/12/89 به اينجانب ابلاغ گرديده است معروض داشته تقاضاي صدور حكم شايسته را از محضر آن مقامات محترم خواستارم:

ادامه مطلب ...

 

« بسمه تعالی »

ریاست ومستشاران محترم ........... دادگاه تجدید نظر استان .............

 باسلام وعرض ادب

احتراما اینجانب بوکالت از آقای ............... (تجدیدنظرخواه : محکوم علیه) درپرونده کلاسه

ادامه مطلب ...

 

قضات محترم داداگاه تجدید نظر استان شعبه(14) اصفهان

موضوع: دفاعیه نسبت به جلسه رسیدگی مورخه(4/5/90)

احتراما"، درخصوص کلاسه پرونده(شماره بایگانی........... ) آن حوزه محترم که سند دیگری است از جنایت بشری از نوع قضایی آندسته ازمقامات قضایی- انتظامی ظالم وجفاکار ومفسد و فتنه گر به ظاهرسوگند به عدالت خورده ای که متاسفانه در دستگاه عدلیه ماوی گزیده اند و با سوء استفاده از موقعیت شغلی و قدرت قضایی آزاد به ارتکاب چنین جنایت بشری می باشند. وحکایت عینی است برخاسته از اِعمال بغض و کینه و عداوت شخصی- سازمانی آندسته از مقامات قضایی- انتظامی مغرضی که با اِعمال توان سوءقضایی در تقابل با شخصیت معنوی من شهروند صحن مقدس عدل را به استیضاح کشانده اند.

قضات محترم تجدید نظر

با عنایت به عدم اجازه کاتب صورتجلسه مورخه(4/5/90) به اینجانب در ارائه دلایل و مستندات نسبت به موارد سه گانه از دستور جلسه دادگاه محترم که ورود نقض و تحریف در محتویات صورتجلسه آن دادگاه محترم گردید و از طرفی نوع رفتار و گفتار قاضی مسبب آن مرجع محترم نسبت به شخصیت معنوی- فرهنگی اینجانب تحقیرآمیز(توهین) و تهدیدآمیز بود ، به شرح مکتوبه اینجانب در سطور پایانی صورتجلسه صراحتا"ضمن رد آنچه که بنام اینجانب مندرج در صورتجلسه می باشد، به موجب قانون مستفاد از نظر قانونگذار دفاعیات موجه و نافذ خود را به شرح زیر تقدیم می دارم:

دلایل لوث (مفتوح به رسیدگی مجدد پرونده- تشکیل جلسات غیر قانونی- اظهار نظرهای قضایی غیر قانونی- وکلیه عملکرد غیرقانونی قضات مسبب پرونده)قاطع بر بطلان دادنامه دادگاه بدوی و الزام قانونی  قضات محترم تجدید نظر به صدور رای برائت بنام تجدید نظرخواه در مقایسه با پروند ه های هم موضوع ناشی از وحدت نظر قضایی  

1-     قرار منع تعقیب صادره به جهت فقد دلیل اثبات ادعای تجدید نظرخوانده و مختومه شدن پرونده در مرحله دادسرا و ممنوعیت قانونی در مفتوح به رسیدگی مجدد ( به شهادت صفحه 83 پرونده)

2-     دسیسه و اجتماع و تبانی و توطئه دسته جمعی- جعل و تزویر- کلاهبرداری قضایی قضات مسبب پرونده با غیر از طریق جعل اعتراضیه بنام تجدید نظر خوانده و الصاق غیر قانونی بلکه تعمدی آن بر پرونده( عدم وجود امضای تجدید نظر خوانده در ذیل اعتراض نامه به قرار صادره منع تعقیب و فقدان اثر دستخط تجدیدنظر خوانده در متن ومحتوای اعتراضیه دلیل قاطع بر این ادعاست). که:  

در خانه اگر کس است          یک حرف بس است

اما بعد: مستند به مفاد دستورجلسه مورد رسیدگی مورخه(4/5/90)آن دادگاه محترم:

الف: دلایل اثبات ورود قانون جرح برشهود و مطلعین تعرفه شده تجدید نظر خوانده:

1-     تصویر برگ احضاریه مورخه(19/6/87) دادسرای چادگان از کلاسه پرونده(87/514/د/1) 2- تصویر برگه شکواییه اینجانب علیه شهود و مطلعین تعرفه شده شاکی تسلیمی به آن دادگاه محترم در مورخه(4/5/90).

ب: دلایل اثبات ادعای ورود به عمد تجدید نظر خوانده به حریم اختصاصی اینجانب تجدید نظر خواه و موضوع دفاع مشروع:

1-     مستند به اسناد رسمی وشماره دادنامه های قطعی{(1640-21/9/85 دادگاه بویین میاندشت)- (227-23/3/84/ دادگاه فریدونشهر} تجدید نظر خوانده و پدرش در محدوده اراضی تحت الشرب چشمه سارمرغ(محل نزاع)فاقد هر گونه مالکیتی هستند بلکه تمامیت این محل در مالکیت و تصرف مالکانه اینجانب بوده است.

2-     اظهار تجدید نظرخوانده دایر بر ورود به بهانه ی کمک به پدرش در امر کشاورزی ، به دلیل فقدان مالکیت و فقدان سابقه زارعانه و غارسانه آنها در محدوده ی نزاع ادعایی است  کذب محض.

3-     اظهارات تجدید نظرخوانده و مطلعین تعرفه شده وی دلیل قاطع است بر حضور دسته جمعی آنان در محل نزاع.

4-     اظهارات تجدید نظرخوانده ومطلعین تعرفه شده وی از دیگردلایل قاطعی است بر اثبات درگیری نزاغ دسته جمعی آنان با تجدید نظرخواه.

5-     خشک بودن چشمه و استخر محل نزاع به گواهی مطلعین تعرفه شده تجدید نظرخوانده دلیل قاطع دیگری است بر بیهوده گویی تجدید نظرخوانده در موضوع ورود به محل نزاع به قصد کمک به پدرش در امر کشاورزی.

6-     اصل قانونی دفاع مشروع از خود تجدید نظرخواه در مقابل با تهاجم دسته جمعی  مهاجمان، و الزام قانونی قضات محترم به اعتبار بخشی به این امر قانونی.

7-     اظهارات مطلع دوم تعرفه شده تجدیدنظرحوانده مبنی بر مورد ضرب وشتم وجرح قرار گرفتن تجدیدنظرخواه تا سر حد مرگ، و نجات تجدیدنظرخواه توسط وی در جامعه و نزد غیر(مدرک اثباتی موجود است).

ج: دلایل لوث صورتجلسه مورخه(23/8/89) دادگاه بدوی:

1-     نقض نص قانون اساسی مصرح در اصول (36- 37- 40) ناشی از فقدان صلاحیت محلی مرجع دادگاه بدوی و قاضی دادگاه بدوی

2-     نقض نص قانون اساسی مصرح در اصول(38-39- 40) و تهدید به زندان در صورت عدم امضا در پای صورتجلسه دادگاه بدوی

3-     اعتبار بخشی تعمدی به کیفرخواست صادره مجعول.

4-     نقض نص قانون اساسی مصرح در اصول(166-40) مؤید برسراسر اعمال غرض و سلیقه شخصی ناشی از سوء استفاده از قدرت قضایی.

د: دلایل اثبات لوث توجه موضوع( اتیان سوگند) بر تجدید نظرخوانده

1-     فقدان سمت قانونی تجدید نظرخوانده در پرونده مفتوح به رسیدگی مجدد(به سبب اصدار قرار منع تعقیب در پرونده بدوی- فقدان اثری از اعتراض نامه با امضاء و یا با دستخط شخص تجدید نظرخوانده).

2-     فقدان عنصر اعتقادی به قرآن و سوگند در تجدید نظرخوانده( به عنوان متعرض به حقوق غیر- اشرار- اراذل و اوباش)

3-     نقش تجدید نظرخوانده درسناریوی مورد اشاره در پاراگراف مرتبط به حقیقت ماجرا.

4-     استقرار خوی مجرمانه در وجود تجدید نظرخوانده به شهادت دادنامه های پیوستی و پرونده های مفتوح به رسیدگی در مراجع قضایی.

5-     عضویت تجدیدنظر خوانده در فامیلی با سابقه رذایل اخلاقی که به دلایل امنیتی از ذکر موارد معذورم.

6-     سابقه اتیان سوگندهای دروغ در فامیل تجدید نظر خوانده.

7-     اشتغال تجدید نظرخوانده به شرارت و تعرضات به حریم غیر واراذل و اوباش گری(به شهادت مفاد دادنامه های پیوستی)

8-     فقذان اثری از توسل به شیوه ی اخذ اتیان سوگند توسط قضات محترم رسیدگی کننده در طی چهارده سال اختلافات موجود. به جهت آشنایی قضات محترم با تیپ شخصیتی تجدیدنظرخوانده و فامیل وی.

9-     ممنوعیت قانونی مقامات قضایی دادسرا از مفتوح به رسیدگی محدد نمودن پرونده مختومه، و مفتوح ورسیدگی مجدد تعمدی بدان.

10- تک تک موارد به شرح مشروحه دربالا صادق برتجدید نظرخوانده.

قضات محترم تجدید نظر:

با در نظر گرفتن خدا رسول قرآن- ائمه- شهدا حقیقت  ماجرا بدین شرح است که یک درگیری فی مابین اینجانب تجدید نظرخواه با گروه (تجدید نظرخوانده ومطلعین تعرفه شده وی) صورت پذیرفت که بنا به اظهارات مطلع ردیف دوم تعرفه شده تجدیدنظرخوانده در جامعه ونزدغیردر نزاع مورد رسیدگی این پرونده، تجدیدنظرخواه همراه با غیر تا سرحد مرگ از سوی تجدیدنظرخوانده وغیر به شدت مضروب و مصدوم گردید و ایشان(مطلع ردیف دوم تعرفه شده) تجدیدنظرخواه را از مرگ حتمی نجات داده(مدرک اثبات این ادعا موجود است). گروه مهاجم(تجدیدنظرخوانده وباصطلاح مطلعین تعرفه شده وی)، پس از مشاهده جراحت های موجود بر بدن تجدیدنظرخواه به منظور فرار از مجازات و سرپوش گذاردن بر حقیقت ماجرا و فریب دستگاه عدلیه با افعالی چون( خود رنی- نسبت دادن جراحت ناشی از فعل درگیری باغیربه تجدید نظر خوانده- ارتباط دادن گواهی پزشکی قانونی نامرتبط به درگیری فی مابین تجدیدنظرخواه و تجدیدنظرخوانده و دیگر نظایرآن) ترفندی شیطانی اندیشیده و در سناریویی تجدید نظر خوانده در نقش مجروح و دو نفر دیگر در نقش مطلعین به ایفای نقش پرداخته و بدین شیوه دادگاه و قضات محترم را فریفتند، و متاسفانه در پناه سوء استفاده از قدرت قضایی- انتظامی حامیان مهاجمان تعمدا" پرونده مرتبط به شکواییه تجدیدنظرخواه علیه مهاجمان و گواهی پزشک قانونی مرتبط به مصدومیت تجدیدنظرخواه و شهادت شهود تعرفه شده وی را معدوم ویا مخفی و یا مفقود گردند و شکایت واهی تجدید نظر خوانده همراه با گواهی پزشک قانونی به موجب قانون مجعول وی را تعمدا"در جریان رسیدگی قضایی قرار دادند. و بدین ترتیب این جنایت و فاجعه قضایی به شرح این پرونده رخ داد. حال از آنجایی که تقدیر خود اجرای عدالت می کند و چنین رویدادی را به سبب ظلم (ناشی از تایید دادنامه مجعول دادگاه بدوی) قطعا" خداوند بر سر راه زندگی قضات مسبب و یا خانواده آنان قرار خواهد داد و راه گریز و فراری بر این اراده الهی نخواهد بود. بنابراین بصیرت قضایی از آن قضات محترم رسیدگی کننده مورد استدعاست.

قضات محترم تجدید نظر

به عنوان دلیل اثبات شخصیت منفی تجدید نظر خوانده به استحضار می رساند که تجدید نظر خوانده و فامیل وی در محل سکونتشان ملقب به لقب (؟!؟) می باشند که ریشه ی این لقب بر میگردد به القاب یکی از قبایل سرخپوست آمریکایی که در وحشی گری وشرارت سرآمد تمامی قبایل آمریکایی است.      

قضات محترم تجدید نظر

اینجانب تجدیدنظرخواه  با دنیای افتخارات فرهنگی- معنوی- شغلی- اجتماعی و دیگر نظایر آن، آنچه که مورد انتظارم از دستگاه عدلیه هست فقط درک حقیقت ماجرا و کشف جرم به موجب حقیقت ماجرا و اصدار دادنامه مبتنی بر حقیقت ماجراست. ولاغیر

قضات محترم تجدید نظر

اگر مقامات قضایی به سبب بغض و کینه و عداوت شخصی- سازمانی ناشی از شکایات متعدد اینجانب علیه همکاران قضایی شان در صدد تسویه حسابهای شغلی با اینجانب تجدید نظرخواه در این پرونده می باشند، مردانه جدای از این پرونده مرا محاکمه کنند ، چرا بدین بهانه که تزلزل شان قضا و دستگاه عدلیه و عدالت رادر جامعه باعث گردد.

 قضات محترم تجدید نظر   

تایید  نا بحق دادنامه دادگاه بدوی در جامعه به دلیل آگاهی مردم از موضوع اختلافات  فی مابین وآشنایی مردم به تیپ شخصیت منفی تجدید نظر خوانده و خانواده و فامیل وی اعتبار دستگاه قضا را زیر سووال خواهد برد.

قضات محترم تجدید نظر

به موجب مسوولیت ذاتی قوه قضاییه در برخورد با اشرار و اراذل و اوباش و متعرض به حقوق غیر، ومستند به دادنامه های پیوستی و پرونده های متعدد مفتوح به رسیدگی علیه تجدید نظر خوانده و خانواده و فامیل وی که در سایر مراجع قضایی مؤید شرارت و تعرضات مجرمانه آنان به حقوق دیگران است، بنابراین اصدار هر نوع دادنامه ای به نفع تجدیدنظر خوانده بر خلاف مسوولیت ذاتی قوه قضاییه بوده، بلکه آزاد و رها گذارن وی در جامعه با اصدار دادنامه نا بحق و خودداری از تعقیب قانونی تجدید نظر خوانده و شرکای جرم وی به عنوان اشرار- اراذل و اوباش- متعرض به حقوق غیر که حتی در این پرونده با فریبکاری شان دستگاه قضا را به سخره گرفتند معنا ومفهوم بدی را در پی دارد.  با تشکر و تجدید احترام  تجدید نظرخواه حسین صفری

منبع :http://ghanun.samenblog.com/2/

 

 

متن کامل لایحه دفاعیه رهبر معظم انقلاب در دوران بازداشت توسط ساواک به تاریخ بیست و ششم تیرماه سال هزار و سیصد و چهل و شش اشاره بر دادگاهی کردن عملی زندانبانان و در عین حال حفظ مواضع بصورتی هوشیارانه و توام با زیرکی در خور تامل است:

با استمداد از لطف عمیم پروردگار و به استظهار و اتکاء شرافت و استقلال و وجدان قضائی دادرسان محترم، مدافعات خود را به طور خلاصه و موجز در محضر منزه دادگاه معروض می دارد. به این امید که این گفته ها که به مقتضای ایمان و صداقت از دل برمی خیزد، بر دل نشیند و بتواند حقی را احقاق و ظلمی را مرتفع سازد و اگر نه اتمام حجتی برای دادگاه خداوندگار قهار باشد...


موضوعاتی که اتهامات منتسبه به اینجانب را تشکیل داده و از نظر آقای دادستان منطبق با مواد استنادی کیفر خواست می باشد عبارت است از: سخنرانی های مذهبی شهرستان های بیرجند و زاهدان در سال 1342، مطالب مضره کتاب آینده در قلمرو اسلام، سخنرانی مسجد گوهرشاد در 6 فروردین 1346 و بالاخره تحریک آیات الله میلانی و قمی.

 اینک مطالبی که پیرامون اتهامات فوق و دلائل موجود در کیفر خواست باید به عرض برسانم:

در مورد سخنرانی های مذهبی سال 42 چون سرکار وکیل مدافع محترم در جلسه گذشته انچه را باید گفت بیان کرده اند بنده عرضی ندارم فقط یک نکته را برای مزید توضیح به عرض می رسانم و آن این است که رفع توقیف اینجانب پس از گرفتاری سال 42 برخلاف تصور سرکار دادستان به منظور ارفاق و گذشت نبوده بلکه به شهادت برگ 10 پرونده صرفا به خاطر برائت و بی گناهی اینجانب بوده است. برگ های 10 تا 19 پرونده که مورد استناد آقای دادستان و از دلائل اتهام به شمار رفته هیچ یک کوچکترین دلالتی بر بزه اینجانب نداشته و حتی برخی از آن ها مانند برگ 10 مزبور و برگ 18 گواه برائت و بی گناهی است. این تنها سابقه باصطلاح سوئی! است که سرکار دادستان محترم در جلسه قبل به استناد آن، اینجانب را غیر روحانی و سوء استفاده چی از ماسک روحانیت خواندند و چون این سخن متکی به دلیل نبوده و فقط یک دشنام است و محضر دادگاه محل مبادله توهین و دشنام نیست بنده خود را بی نیاز از این می دانم که درصد پاسخگویی برآمده و مثلا برای اثبات شخصیت روحانی خود دلیل و شاهد ذکر کنم.

در مورد کتاب "آینده در قلمرو اسلام" ابتداء لازم است در مقام دفاع از مولف دانشمند آن عرض کنم که سید قطب برخلاف تصور سرکار دادستان محترم، یک فرد ماجراجو و ناراحت نبوده؛ یک موجود خطرناک و غیر قابل تحمل نبوده؛ بلکه اصولا یک انسان عادی و معمولی نبود... او متفکری بزرگ و دانشمندی عالی مقام و نویسنده ای چیره دست و خلاصه پدیده ای در جهان اسلام بود... من نمی دانم سرکار دادستان که درباره آن فقید چنین قضاوتی فرمودند، تا چه اندازه با افکار و آثار وی آشنایند؟ آیا تالیفات گرانبهای او را در حدود 20 عنوان کتاب است ؟ آیا تفسیر قرآن او را که در 30 جلد تدوین شده و توسط یکی از معروفترین مترجمین ایران به فارسی ترجمه شده مطالعه کرده اند؟ آیا رنج مطالعه همین کتاب حاضر را که توسط این بنده به فارسی برگردانیده شده بر خود هموار فرموده اند؟ یقینا اگر چنین می بود آن قضاوت را درباره سیدقطب نمی فرمودند.

بلی سید قطب غیر قابل تحمل بودولی برای که؟ برای کسی مثل عبدالناصر! که آقای دادستان از دستگاه حکومت وی به عنوان دولت اسلامی مصر نام بردند. چطور شد ایشان در این مورد عمل ناصر را تصویب می کنند ولی تظاهرات عجیب مسلمانان پاکستان و اظهار تاسف قاطبه دانشمندان اسلامی سراسر جهان را که به نفع سیدقطب انجام گرفت و حتی همدردی و مساعدت مطبوعات و جامعه روحانیت ایران را به حساب نمی آورند؟ مگر عبدالناصر معصوم است که به دلیل مخالفت با وی سید قطب را گنهکار بدانیم؟

و اما در مورد مطالب کتاب آینده در قلمرو اسلام، ناگزیریم یک قسمت از عبارت هایی را که به تشخیص ممیزین ساواک و سرکار دادستان محترم مضر شناخته شده و به پرونده منضم گردیده است، توضیح دهم:

عبارت اول: پس از به وجود آمدن انقلاب صنعتی و پیدایش کارخانجات معظم و مصنوعات جدید در اروپا، غریبیان چشم طمع به نفت و سایر مواد خام زیرزمینی که در کشورهای آسیایی و آفریقایی وجود داشت دوختند. بنده پساز مطالعه این عبارت متحیر ماندم که کدام جمله یا کدام کلمه آن متضمن اقدام برخلاف مصالح عالیه یا تحریک بر ضد امنیت یا اهانت به رئیس مملکت است. ما در این عبارت موضوع ساده و روشنی را بیان کرده ایم که خود غریبیان نیز هرگز نخواسته اند آن را انکار کنند. کارخانه، نفت و مواد خام دیگر لازم دارد و نفت و این مواد هم در آسیا و آفریقاست و خیلی طبیعی است که کارخانه دار، چشم طمع به نفت نفت دار بدوزد...
عبارت دوم: از آن تاریخ دست اندازی های غاصبانه غریبیان به ممالک شرقی به صورت های گوناگون آغاز شد و میسیونهای مذهبی، کمپانی های تجارتی، وام های طویل المدت، کمک های بلاعوض، مستشاران نظامی و ... به این کشور سرازیر گشت ممیز ساواک زیر جمله "کمک های بلاعوض و مستشاران نظامی"را خط قرمز کشیده و بدین وسیله فهمانیده است که به نظر وی نکته حساس و مضر مطلب همین جمله است. برای رفع سوء تفاهم لازم است عرض شود که در این عبارت یک مطلب کلی و جهانی منظور است نه مطلبی که با اوضاع سیاسی ایران ارتباط داشته باشد. و لذا در شمارش وسائلی که استعمار را با خود به کشورهای عقب افتاده آوردند نام کمپانی های تجاری و میسون های مذهبی جلوتر از همه ذکر شد. در حالی که در ایران هیچ وقت کمپانی خارجی معروفی شبیه کمپانی هند شرقی در هندوستان و امثال آن وجود نداشته و همچنین هرگز میسیون های مذهبی با آن وضعی که در کنگو و الجزایر و حبشه دیده شده، کسی در ایران سراغ ندارد. ما در این عبارت وسائل نفوذ استعمار را با افق دیدی وسیع و جهانی بیان کرده ایم و دیگر به هیچ وجه نظر خاص و عیبجویانه ای نسبت به دولت و حکومتی معین با کشوری معین نداشته ایم.

اتفاقا امروز با پیشرفت و رشد افکار ملت ایران، این گونه حرف ها در ردیف حرف های تازه نیست. دراغلب مطبوعات سنگین کشور می توان این گونه مطالب را از زبان رجال سیاسی، شخصیت های علمی روزنامه نگاران و نویسندگان ممتاز مطالعه کرد. در اینجا از باب نمونه به یکی دو مورد اشاره می شود: در مجله خواندنیها شماره 72 مورخه 6 خرداد 1346 در مقاله ای مفصل، مسئله کمک و وام کشورهای بزرگ به کوچک را سومسن حلقه اسارت این کشورها دانسته و می نوسد: 80 درصد از این کمک ها و وام ها در بازار های آمریکا خرج می شود... و پس از چند سطر اضافه می کند: بهره این وام ها و مخارج ارزی استفاده از خدمات فنی کارشناسان خارجی به حدی است که کشورهای وام گیرنده جز ضرر چیزی عایدشان نمی شود... ملاحظه می فرمایید که اگر بنده فقط نام کمک خارجی را آورده ام یک مجله پرتیراژ این طور به این کمک ها می تازد و هرگز کسی یا مقامی به نویسنده یا ناشر ایراد و اشکالی وارد نمی آورد. در شماره 79 همین مجله مورخه 30 خرداد 46 با صراحت تمام مستشاران آمریکا و انگلیس را جاسوس می نامد. و از همه مهم تر و بالاتر سخنان نخست وزیر است که مجله معروف روشنفکر در شماره 710 مورخه پنجشنبه 11 خرداد 46 ضمن مقاله ای نقل کرده... ایشان بنابر نقل این مجله می گوید: "در آن زمان که مستشاران خارجی در کشور ما موج می زدند و ثروت مملکت ما را چون سیل به خارج روان می ساختند چه گلی به سر ما زدند." و سپس در همین مقاله می نویسد: "تایمز لندن ضمن انتشار سخنان آقای هویدا نوشت : نخست وزیر ایران از کشوری که مستشاران خارجی آن باعث رکود پیشرفت ایران شده اند نامی نبردولی همه می دانند که اشاره هویدا به کدام کشور است."

اگر بخواهم اینگونه مطالب را که در مجلات و کتاب های معروف عنوان شده و همه جا با قبول و تحسین محافل دولتی و ملی مواجه گشته است به عنوان شاهد ذکر کنم موجب مجازات و تعقیب و زندانی کردن و محرومیت دادن بود می بایست اول شخص نخست وزیر و سپس نویسندگان و ناشرین مقالات فوق را مستوجب دانست که از بنده خیلی صریح تر و تندتر گفته اند. اگر من به نحو کلی گفته ام آن ها حتی نام ایران و نام کشورهای بزرگ آمریکا و انگلیس را هم ذکر کرده اند.
امثال اینجانب وقتی نظیر این مطالب را برای همه آرزاد و برای خود ممنوع و موجب محاکمه و مجازات می بینند آیا حق ندارند ضابطین قضایی و مخصوصادستگاه ساواک را دارای سوء نظر و یا سوء تدبیر بدانند؟ در همین مورد هم قضاوت عادلانه به عهده دادستان محترم...

عبارت سوم: زیرا اسلام با تعلیمات خاصی که به مسلمانان تلقین می کند که از همه امت ها و جمعیت ها برتر و بالاترند، آنان را حزب خدا می نامند و حزب خدا را تنها حزب پیروزمند و رستگار معرفی می کند...

در مورد این عبارت هم هر چند فکر می کنم یک کلمه که منطبق با اتهامات بی اساس و مواد استنادی کیفر خواست باشد پیدا نمی کنم. مثل این که آقای ممیز ساواک و همچنین سرکار دادستان محترم هیچ توجه نداشته اند که این عبارت بدون کم و کاست ترجمه آیات قرآنی است و آیات کریمه: "کنتم خیر امه اخرجت للناس" و "اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون" و "الا ان حزب الله هم الغالبون" را در قرآن نخوانده اند و این برای بنده راستی مایه تاسف است.
عبارت چهارم: و اینجاست که علت کارشکنی های خادمان استعمار به هر شکل و به هر لباس با گسترش تعلیمات دینی و آشنا ساختن توده با حقایق مکتوم اسلامی آشکار می گردد، همچنان که فلسفه عدم ممانعت یا احیانا پشتیبانی و همکاری آنان نسبت به پرپا داشتن شعائر و تشریفات مذهبی روشن می شود...

 

آمار وبلاگ

تعداد مطالب: 259

تعداد نظرات: 295

تعداد بازدید: 442,691 بار

 

 

 

 

 

 

 

 

© MOSHAVERE.NET